صفحه نخست ارتباط با ما ورود اعضا




























مقاله/ تأثیر چهل سال انقلاب اسلامی بر نظام بین الملل

هرچند نباید نقش تحولات غیرانقلابی را در ساختن نظام بین الملل نادیده گرفت؛ اما نقش بارز انقلاب ها و تحولات انقلابی در این زمینه قابل انکار نیست؛ حتی انقلاب پایه و مبنایی برای نظام دو قطبی به وجود آورد، به مسابقه تسلیحاتی دامن زد و موارد متعددی از رقابت بین ابرقدرت ها را باعث شد؛ […]

کد خبر : 35189 | ۱۲:۱۹ ب.ظ | ۲۴ بهمن , ۱۳۹۷

هرچند نباید نقش تحولات غیرانقلابی را در ساختن نظام بین الملل نادیده گرفت؛ اما نقش بارز انقلاب ها و تحولات انقلابی در این زمینه قابل انکار نیست؛ حتی انقلاب پایه و مبنایی برای نظام دو قطبی به وجود آورد، به مسابقه تسلیحاتی دامن زد و موارد متعددی از رقابت بین ابرقدرت ها را باعث شد؛ ثبات سیاسی داخلی قدرت های عمده را نیز در معرض تهدید قرار داد.

انقلاب اسلامی ایران دارای نظام ارزشی برگرفته از اعتقادات و مبانی اسلامی است که مبنای رفتارهای آن است، در بعضی موارد با قواعد و هنجارهای بین المللی سازگاری و همگرایی دارد و در برخی از زمینه ها با آنها تعارض پیدا می کند. انقلاب اسلامی برای خود رسالت، تعهد و نقش خاصی در جهان قائل است که ساختار نظام بین الملل را به چالش می کشد و تحت تأثیر خود قرار می دهد.

مفهوم انقلاب

اگر بخواهیم مفهوم انقلاب را در عرصه روابط بین الملل مورد بررسی قرار دهیم، تعریف و معنای آن تا اندازه زیادی بستگی به عرصه ای خواهد داشت که این مفهوم را از آنجا گرفته ایم. لذا مفهوم دولت، قدرت، نظام و سیستم را در بعد سیاسی مد نظر قرار می دهیم. مفهوم انقلاب نیز در چنین حیطه ای معنا پیدا خواهد کرد. بنابراین، در بحثی که در اینجا مطرح خواهد گردید، انقلاب در مفهوم محدود و دقیق خود که توسط اسکاچپل و دیگران تعریف شده است، یعنی در چارچوب انقلاب های اجتماعی و سیاسی مد نظر قرار خواهد گرفت. ازاین رو، انقلاب در معنای اصطلاحی عبارت است از: تحولی سریع و تغییری اساسی در حکومت و ساختارهای طبقاتی به همراه شورش های طبقات پایین جامعه. انقلاب های اجتماعی از سایر اشکال منازعه قابل تفکیک هستند و به خصوص در آنها، دو تقارن و هم زمانی چشمگیر مشاهده می شود: تقارن تغییر و تحول اجتماعی و ساختاری با قیام طبقاتی از یکسو، و تقارن تغییرات سیاسی با تحولات اجتماعی از سوی دیگر. بنابراین انقلاب نه تنها به تغییرات اساسی و بنیادین سیاسی بلکه به دخالت گسترده توده مردم در جریان مبارزه انقلابی برای در تحت کنترل گرفتن قدرت دولت اطلاق می گردد. (هالیدی، ۱۳۷۸: ۲۹)

مفهوم نظام (سیستم) بین الملل

نظام از مجموعه ای متغیرهای وابسته به یکدیگر تشکیل شده است و هرگونه تغییر در هر یک از عناصر تشکیل دهنده نظام به سایر بخش های آن نیز سرایت می کند و آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.
نظام بین الملل محیطی است که در آن، واحدهای سیاست بین الملل عمل می کنند؛ به طوری که رفتارها، جهت گیری ها، نیت ها و خواسته های واحدهای مزبور از نظام بین المللی تأثیر می پذیرد. (قوام، ۱۳۷۲: ۲۹)
کارکردهای نظام بین المللی را باید با توجه به شرایط و مقتضیات حاکم بر سیاست بین الملل مورد بررسی قرار داد. برای نمونه داده های سیاست خارجی و رفتار دولت ها در زمان جنگ سرد و تنش زدایی کاملاً متفاوت بوده است. (همان: ۳۶) در رشته روابط بین الملل، دانشمندان علوم سیاسی معتقد به تقسیم بندی نظام بین الملل به دو سیستم عینی و تحلیلی هستند:
۱- سیستم عینی: ناظر به ساختار، یعنی تعداد و نوع بازیگران نظام بین الملل است که در سه سطح:
الف) ساختارسیاسی. (نحوه توزیع قدرت، سیستم رقابتی، بازیگران روابط بین الملل)
ب) ساختار اقتصادی. (وابستگی نامتقارن اقتصادی، وابستگی اقتصادی)
ج) ساختار فرهنگی. (بحران فرهنگی، مسئله هویت واستقلال فرهنگی)
مورد بررسی قرار می گیرند. ولی پژوهش حاضر سعی دارد تأثیر انقلاب اسلامی در سیستم عینی را فقط در ساختار سیاسی (نحوه توزیع قدرت و بازیگران روابط بین الملل) مورد بررسی قرار دهد.

۲- سیستم تحلیلی: ناظر به کارکرد سیستم بین المللی یعنی نوع اتحادها، همکاری ها و روابط متقابل بازیگران اصلی و فرعی است که در بحث سطح کارکردی روابط بین الملل، یعنی سه بحث اصلی عدالت، صلح و امنیت، نمود پیدا می کند.

انقلاب اسلامی و نظام بین الملل

الف) سطح ساختار (ساختار سیاسی)

۱- توزیع قدرت
یک. قبل از انقلاب اسلامی
چگونگی توزیع قدرت بعد از جنگ جهانی دوم، سبب شکل گیری ساختار نظام بین الملل دو قطبی و باعث تشدید وابستگی ساختاری کشورهای ضعیف به کشورهای قوی شده و در نتیجه کشورها به دو قسمت استثمارگر و استثمارشونده تقسیم شدند و کشورهای استثمارگر برای دخالت در دیگر کشورها خود را دارای حق می دانند.
این ساختار پس از جنگ جهانی دوم و در چارچوب جنگ سرد میان دو ابر قدرت آمریکا و شوروی بر نظام بین الملل سایه افکند. براین اساس، هریک از کشورها با توجه به عضویتشان در یکی از بلوک بندی های قدرت در نظام بین الملل و ایجاد پیمان ها و ائتلاف های منطقه ای، مواضع منسجم و همگونی را در برخورد با قطب دیگر ارائه می کردند. (مجرد، ۱۳۸۶: ۵۴ – ۵۱)

دو. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
در چنین ساختاری انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و نحوه توزیع قدرت را به چالش کشید و آن را با شعار و سیاست «نه شرقی و نه غربی» زیر سؤال برد؛ زیرا از نظر انقلاب اسلامی ایران، آنچه در ساختار سیاسی عینی نظام بین الملل رخ داده، ناشی از روابط سیاسی نابرابر، اعمال سلطه، نفوذ قدرت های بزرگ و وابستگی سیاسی کشورهای تحت سلطه است. لذا نحوه توزیع قدرت در ساختار سیاسی روابط بین الملل، نابرابر و ناقض حقوق ملت ها و کشورهای ضعیف و توزیع منابع مادی و طبیعی قدرت در سطح جهان یکسان نبوده است. (همان: ۵۱)

انقلاب اسلامی با تأثیری که بر مجاهدین افغانی در مقابله شجاعانه با شوروی ها و بر نظامیان مسلمانی که از آسیای مرکزی و قفقاز به افغانستان آورده می شدند و انتقال و گسترش این تأثیرات به جامعه آن کشور داشت، زمینه های فروپاشی شوروی را فراهم کرد.
غرب نیز پس از انقلاب اسلامی با از دست دادن ایران، فروپاشی پیمان های منطقه ای سنتو و سیتو و در نتیجه فراهم شدن زمینه های رشد حرکت های استقلال خواهی، اسلام گرا و ضدغربی، قدرتش در منطقه با چالش جدی مواجه شد.

در نتیجه قدرت سومی به رهبری انقلاب اسلامی در جهان شکل گرفت که قدرت شرق و غرب را به چالش کشید. به گونه ای که منطقه گرایی، دموکراسی گرایی و افول سکولاریسم، یعنی چیزی که انقلاب اسلامی از ابتدای ظهور خود در پی آن بود، در جهان و منطقه گسترش پیدا کرد. به عبارت دیگر، مهم ترین نوآوری انقلاب اسلامی این بود که ساختار نظام بین الملل را که عمدتاً بر اساس ابزار قدرت مادی شکل گرفته بود، با تکیه بر ابزار معنوی قدرت برهم زد و نشان داد که می توان با تکیه بر ارزش های اسلامی و حرکت های توده مردم به قدرت رسیده و جامعه را اداره کرد. ازاین رو زنگ خطر جدی برای قدرت های سلطه گر به صدا درآمد؛ چراکه بیداری اسلامی با وقوع انقلاب اسلامی، شتاب فزاینده ای گرفت و گستردگی آن نیز بیشتر شد (از شمال افریقا تا جنوب شرقی آسیا) و ملت های مسلمان، سعادت و خوشبختی خود را در بازگشت و توسل به آموزه های اسلامی دیدند. (محمدی، ۱۳۸۶: ۴۷ – ۴۶)

انقلاب اسلامی با ارائه الگوی[۱] رفتاری جدید برای ملل تحت ستم، در ایجاد اعتماد و بیدارسازی آنها نقش مؤثری را ایفا کرد و تلاش کرد تا افکار عمومی آنها را برای ایجاد تغییر و تحول در ساختار بین الملل تحت تأثیر قرار دهد. به علاوه، حمایت ایران از ملت های محروم و تحت ستم، باعث فعال شدن و تقویت حرکت ها و جنبش های اسلامی و آزادی بخش در جهان و منطقه شد. در این میان تأثیر انقلاب اسلامی بر ملت فلسطین و لبنان بیش از همه چشمگیر است. (ستوده، ۱۳۸۵: ۱۱۹ – ۱۱۰) در جنگ ۳۳ روزه، نظام سلطه امیدواری زیادی داشت که با شکست و نابودی حزب الله در حقیقت ضربه ای جدی به حرکت و جنبش در حال رشد سلطه ستیزان به رهبری ایران اسلامی وارد نماید که با ناکامی جدی مواجه گردید، به طوری که بنیادهای اقتدار رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورده و افسانه شکست ناپذیری آن را درهم پیچید. (محمدی، ۱۳۸۶: ۳۶ و ۴۵)

پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن پیروزی نیروهای مقاومت لبنان در سال ۱۹۸۲م روح تازه ای بر جان های ملت فلسطین دمید و مجدداً در قالب جنبش های اسلامی و حماس تشکیل یافته و انتفاضه اول و دوم را با تکیه بر عملیات جهادی و مقاومت خلق کردند و آن چنان صهیونست ها را مستأصل کردند که مجبور به تخلیه نوار غزه و تخریب شهرک های صهیونیست نشین در آن منطقه شدند و برای اولین بار ملت فلسطین نه در پای میز مصالحه و سازش بلکه در سایه مقاومت، جهاد و شهادت این رژیم را وادار به عقب نشینی کردند و به دنبال آن در یک انتخابات آزاد، نیروهای اسلام گرا بر نیروهای ملی گرا فائق آمده و دولت فلسطین را در کنترل خود گرفتند. (همان: ۳۹ – ۳۸) آمریکا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ م با حمله به افغانستان و عراق در چهارچوب طرح «خاورمیانه بزرگ» نه تنها با ناکامی مواجه گردید بلکه موجب آزادی ملت های مسلمان دیگر منطقه و اقتدار بشتر این نیروها به ویژه ظهور و شناسایی ایران اسلامی به عنوان قدرت برتر منطقه ای گردید. (همان: ۴۳ ۴۲)

بحران های شاخ آفریقا یکی از مهم ترین موضوعاتی است که در دو دهه اخیر در رسانه های گروهی بین الملل مطرح بوده است. در سال ۱۹۹۲م آمریکا برای دسترسی به این منطقه استراتژیک به بهانه حفظ نظم و حقوق بشر به کشور سومالی حمله کرد، اما مقاومت شدید مردمی طوری عرصه را بر سلطه گران سخت ساخت که باعث شد با دادن تعدادی کشته و زخمی از این کشور خارج شوند. در الجزایر و ترکیه نیز نیروهای اسلام گرا با استفاده از سازوکارهای انتخاباتی تلاش کردند که مرحله به مرحله قدرت را از دولت های لائیک تحت نفوذ غرب بیرون آورند. ابتدا در انتخابات شهرداری ها و سپس در انتخابات پارلمان پیروزی های شگفت انگیزی به دست آورند. (همان: ۴۰ – ۳۷)

در آمریکای لاتین هم که به مدت یک قرن و نیم در سایه دکترین مونروئه، حیات خلوت آمریکا به حساب می آمد، در سال ۱۹۷۹م هم زمان با انقلاب اسلامی ایران، انقلاب نیکاراگوئه بدون حمایت شوروی شکل گرفت و بعد از انقلاب کوبا دومین ضربه ای بود که بر پیکر سلطه در آن منطقه وارد آمد و دیری نپایید که موجب بیداری و قیام عمومی مردم محروم و استثمار شده این قاره علیه سلطه گران آمریکایی گردید و آثار آن در ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، شیلی و برزیل موجب به قدرت رسیدن نیروهای مردمی ضدسلطه گردید. حتی در این کشورها ملی گرایی مترادف با ضدیت با آمریکا شده، (همان: ۵۳ – ۴۸) به طوری که همراهی و نزدیکی این کشورها با ایران اسلامی در دهه گذشته در سطح بین الملل بسیار گسترده تر شده است.
در کشورهای غربی نیز، در مقابل حرکت سلطه گران غربی به نام «جهانی سازی»، جنبش مردمی به نام «جنبش ضد جهانی سازی» شکل گرفته که همه ساله در محل اجلاس سران کشورهای صنعتی، با تجمع و انجام تظاهرات گسترده مخالفت خود را ابراز می دارند. در کنار این جنبش، شورش مدنی و جنبش «ضد جنگ» نیز عرصه را بر سلطه گران حتی در سرزمین های خود تنگ تر می کنند. (همان: ۵۱)

در مجموع در مقابله با ساختار سلطه نظام بین الملل یک نهضت عمومی در سراسر جهان شکل گرفته که موجب گردیده پارامتر جدیدی و در واقع بازیگران تازه ای غیر از دولت ها در صحنه روابط بین الملل ظهور پیدا کنند که در محاسبات قبلی بازیگران نظام سلطه نمی گنجید و معنا و مفهومی نداشت. (همان: ۵۳) با توجه به شرایط جدید منطقه، پیروزی لبنان، غزه و موفقیت های ارتش سوریه بر مخالفان سوریه (که از طرف غرب، رژیم صهیونیستی و متحدان عربی آنها حمایت و کمک نظامی، انسانی و اقتصادی می شوند)، حمایت کشورهای روسیه، چین، عراق، لبنان، مصر و… از موضع ایران در مورد سوریه، بیداری اسلامی در منطقه و جدایی مصر، تونس، لیبی و یمن از سلطه آمریکا نمونه هایی از تأثیر انقلاب ایران بر توزیع قدرت در سطح بین المللی و منطقه ای است و ایران توانسته برتری قدرت غرب در سطح بین الملل و منطقه را به چالش بکشد.

۲- بازیگران روابط بین الملل
یک. دولت ها
دولت عبارت است از عده ای مردم که در سرزمین مشخص به طور دائم اسکان دارند و دارای حکومت و حاکمیتی هستند که به صورت روح حاکم و قدرت عالی، آنها را از تعرضات داخلی و خارجی مصون می دارد. (قوام، ۱۳۷۲: ۱۸) ساختار دولت ها در نظام بین الملل، دریک تقسیم بندی به صورت کلی به دو اردوگاه تقسیم می شوند. نخست، دولت هایی که قدرت دارند و از آن برای استثمار و استیلا بر دیگران استفاده می کنند؛ دوم، دولت هایی که قدرت ندارند و مورد بهره کشی و استثمار قرار می گیرند و به تعبیر حضرت امام(ره) اردوی مستضعفین است.
بنابراین، انقلاب اسلامی ایران بر اساس اندیشه حضرت امام(ره) به جای تأکید بر دولت ها (تعداد بازیگران)، اندیشه ها و ایدئولوژی های مسلط در نظام بین الملل را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و به عنوان مثال، نظام دوقطبی را با طرد ایدئولوژی کمونیسم و کاپیتالیسم با چالش روبه رو می کند (همان: ۲۶۶) و ایدئولوژی و الگوی جدیدی را با عنوان اسلام سیاسی و انقلابی به جهانیان اعلام می کند و نظامی را مطلوب تلقی می کند که در آن، قدرت به طور متوازن بین ملت ها توزیع شده باشد.
دو. ملت ها
انقلاب اسلامی ایران برای ملت ها به عنوان بازیگران غیر حکومتی، اهمیت و ارزش بیشتری قائل است. بنابراین، خطاب مسئولان انقلاب اسلامی به ویژه حضرت امام(ره) و جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بحث صدور اندیشه های اسلامی و انقلابی بیشتر ملت ها بوده است تا دولت ها.

ایدئولوژی انقلاب اسلامی به دلیل دینی بودن، از ابعاد گوناگون خداپرستی و ایمان، استقلال، برابری، آزادی، عدالت و توسعه همه جانبه برخوردار است. این امر که بیانگر ارائه یک راه جدید در اداره کشورها و روابط خارجی آنهاست، توانسته در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طرفداران بی شماری از توده های مردم تا نخبگان و حتی نخبگان سیاسی در سراسر جهان بیابد. این امر در نقاط مختلف جهان چالش های جدی برای غرب ایجاد کرده و به مرور زمان، بر شدت آن افزوده شده است. بدین ترتیب، ماهیت، ایدئولوژی و رهبری انقلاب اسلامی توانسته است در نقاط مختلف جهان، به ویژه جهان اسلام، حرکت های اصول گرایی اسلامی پدید آورده یا حرکت های منفعل قبلی را فعال سازد. در این میان، پیدایش برخی از این حرکت ها، برای غرب و وابستگانش، خرد کننده بوده است. مانند ظهور حرکت های اسلامی در فلسطین، لبنان، ترکیه و شمال آفریقا. (به ویژه انقلاب مردمی تونس، مصر و لیبی) (ملکوتیان، ۱۳۸۹: ۵۴، ۵۷، ۵۸)
سه. سازمان های بین المللی
سازمان بین المللی را می توان مجمعی از دولت ها دانست که با عقد قرارداد میان اعضای آن ایجاد می شود و با داشتن یک نظام یا مجموعه ای از دستگاه ها، وظیفه اش تعقیب هدف های مربوط به مصالح مشترک، از طریق همکاری میان اعضای آن است. (آقایی، ۱۳۸۱: ۲۶ – ۲۵)
سازمان های بین المللی، هم از رفتار و عملکرد دولت ها در رابطه با یکدیگر تأثیر می پذیرند و هم بر آنها اثر می گذارند. بدین لحاظ، اراده، فعالیت، مشارکت و توافق دولت ها، نقش های تعیین کننده ای در شکل گیری و استمرار فعالیت سازمان های بین المللی ایفا می کند. (همان: ۲۹) مهم ترین سازمان های بین المللی عبارتند از:

۱- سازمان ملل متحد
دیدگاه هیئت حاکمه ایران، پیش از پیروزی انقلاب نسبت به نقش سازمان ملل متحد، تابعی از نظرات و آرای کشورهای غربی بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و با نفوذ دولت های قدرتمند غربی در سازمان ملل متحد که در بیشتر موارد منجر به اتخاذ مواضع منفی نسبت به جمهوری اسلامی ایران گردید ایران نیز کم کم با بدبینی به سازمان ملل متحد نگریست. این امر پس از قضیه اشغال سفارت آمریکا و به ویژه، با عدم واکنش مناسب شورای امنیت در جریان تجاوز نظامی عراق به ایران، شدت گرفت. (همان: ۸۶)
جمهوری اسلامی ایران، به شدت با حق وتو که بر خلاف عقل، منطق و حتی مغایر با برخی از اصول منشور ملل متحد می باشد، مخالف است و آن را در سازمان ها و مجامع بین المللی دنبال می کند. از نظر ایران، شورای امنیت نباید به عنوان باشگاه ثروتمندان تلقی گردد. (ولایتی، ۱۳۷۵: ۱۱)
ایران علاوه بر موارد فوق به تقویت نقش مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اصلاح کار دبیرخانه، روش محاسبه سهمیه کشورها و ادغام بعضی از بخشی های سازمان تأکید دارد. (همان)
۲- سازمان کنفرانس اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی با ۵۵ عضو در چهار قاره جهان تنها نهاد بین المللی دولتی است که به کشورهای اسلامی اختصاص دارد. همچنین در کنار جنبش عدم تعهد از معدود مراکز بین المللی دولتی به شمار می آید که فرایند تشکیل آنها، براساس ارزش های ایدئولوژیک پایه ریزی شده است. (آقایی، ۱۳۸۱: ۲۱۵، ۲۱۸ – ۲۱۷)
انقلاب اسلامی، حامل ارزش ها و پیام هایی بود که سازمان را از چند جهت تحت فشار قرار می داد: اولاً، انقلاب اسلامی حرکتی مردمی و نیرومند براساس اسلام خواهی و جمهوری بود. این پیروزی، نظام های سنتی و محافظه کار مسلط بر سازمان را در شرایط سخت قرار می داد. ثانیاً، انقلاب اسلامی با تمام قدرت، تفکر جدیدی برای فراخواندن مسلمانان به وحدت اسلامی مطرح کرد. ثالثاً، ابعاد محافظه کارانه و غرب گرای سازمان را به باد انتقاد گرفت و خواهان قطع امید مسلمانان از چنین مراکزی و خواستار سیاست مستقل (نه شرقی و نه غربی) برای خود و سایر کشورهای مسلمان بود. (همان: ۲۲۹ – ۲۲۷)

مهم ترین دستاورد این بود که در اجلاس سوم سران در سال ۱۹۸۱ تحت تأثیر و فشار ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی بر اعضای با نفوذ سازمان، برای نخستین بار، جهت آزادی سرزمین های اسلامی فلسطین، اعلام جهاد گردید. (همان: ۲۲۹) پس از جنگ تحمیلی، دوره تازه ای از روابط ایران و سازمان کنفرانس اسلامی آغاز گردید و با ریاست ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی در هشتمین اجلاس سران به اوج خود رسید که داری دستاوردهای مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود. (همان: ۲۳۶ – ۲۳۱؛ برهانی، ۱۳۷۸)
۳٫ اوپک
رویکرد انقلابی ایران، پیوند سه گانه نفت، اقتصاد و امنیت را به هم زد و به طور کلی سیاست اوپک را تغییر داد. ایران در این دوره به یکپارچگی ملل مسلمان منطقه و مبارزه با استثمارگران خصوصاً آمریکا تأکید داشت و معتقد بود که باید از نفت و افزایش بهای آن به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به غرب و احقاق حقوق مسلمانان استفاده کرد. (آقایی، ۱۳۸۱: ۲۶۰ ۲۵۹) جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اعضای فعال اوپک، همواره نقش اساسی در تصمیم گیری ها به ویژه در تعیین قیمت ها و هدایت اعضا برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان داشته است. حفظ ثبات در بازار جهانی و قیمت های نفت نیز از اهمیت ویژه ای در دیپلماسی دولت برخوردار بوده و با تلاش های ایران همیشه بخش اصلی مذاکرات وزرای نفت اوپک به این موضوع اختصاص داشته است. (دامن پاک جامی، ۱۳۸۸: ۳۷۴ – ۳۷۳)
ب) سطح کارکرد
در سطح جهانی، سیستمی مطلوب است که کارکرد واقعی آن بتواند عدالت، صلح و امنیت جهانی را برای تمامی کشورها به ارمغان آورد. باید کارکرد عینی سیستم بین الملل بتواند صلح، امنیت، عدالت و منافع را تضمین کند.
انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی، کارکرد نظام بین الملل را به زیر سؤال برد و آن را با یک چالش جدی مواجه کرد و تعریف جدیدی از عدالت، صلح و امنیت در عرصه بین الملل ارائه داد. بنابراین تأثیر انقلاب اسلامی در سطح کارکرد نظام بین الملل، ذیل دو مسئله عمده عدالت و صلح مطرح می شود.

عدالت
یکی از مهم ترین اهداف در سطح ساختارهای درونی جوامع و نیز در سطح نظام بین الملل، تحقق قسط و عدالت، ذکر شده است. انقلاب اسلامی ایران، کارکرد نظام بین الملل را به دلیل خودخواهی، دوری از معنویت، برداشت مادی گرایانه از عدالت و رفتار ظالمانه قدرت های بزرگ در سلطه گری، زیر سؤال برد و به چالش کشید.

یک. عدالت به مفهوم غربی
نخستین فردی که در آستانه مدرنیته به تعریف عدالت دست زده است، فیلسوف انگلیسی، توماس هابز می باشد. وی در کتاب لویاتان، عدالت را این طور تعریف می نماید: «اینکه انسان ها قراردادهای منعقده را اجرا نمایند». (حاجی حیدر، ۱۳۸۸) برتراند راسل نیز می گوید:
عدالت عبارت از هر چیزی است که اکثریت مردم آن را عادلانه بدانند. یا عبارت از نظامی است که آنچه را که به تصدیق عموم، زمینه هایی برای نارضایتی مردم فراهم می کند به حداقل برساند. (حکیمی، ۱۳۷۶: ۴۴)
نتیجه اینکه مفهوم عدالت، نزد اندیشمندان غربی، امری نسبی و به فراخور زمان ها، مکان ها، اشخاص و اقوام مختلف، قابل تغییر و یک مفهوم مادی و عرفی محض است. بیشتر حکومت های غربی به عناوینی مانند دموکراسی لیبرال، پارلمانتاریستی، اقتصاد کلاسیک آدام اسمیت، اخلاقیات ماتریالیستی غربی و… که همه از ریشه سیاسی و اجتماعی اومانیسم نشأت گرفته است، وابسته اند.
مشکل عدالت بین المللی یا جهانی در این است که اتفاق نظری بر سر اصول کلی وجود ندارد و سازمان ملل متحد نیز عدالت را بدون پردازش چارچوب مفهومی و معنایی آن، بلکه با روش برهانی و استقرایی مبتنی بر عملکرد ناعادلانه شورای امنیت پی ریزی کرده است. بنابراین، عدالت اجتماعی و جهانی از دیدگاه دموکراتیک غربی، نوعی ظلم و بیدادگری نسبت به انسانیت است. (موسوی، ۱۳۸۰: ۲۰۷ – ۲۰۶)
دو. عدالت به مفهوم اسلامی
شهید مطهری در کتاب عدل الهی چهار برداشت از عدل را بیان می کند: ۱- موزون بودن. ۲- تساوی و برابری و رفع تبعیض. ۳- رعایت حقوق افراد و دادن پاداش و امتیاز بر اساس میزان مشارکت آنها. ۴- رعایت استحقاق ها.
در بحث عدالت اجتماعی، عدالت به معنای تساوی و برابری و رفع تبعیض، خصوصاً با توجه به اینکه در این بحث استعدادها و استحقاق ها یکسان است مناسب تر خواهد بود.
عدالت گستری و استقرار نظم مطلوب در سطح نظام بین المللی دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. وجه سلبی آن متضمن و مستلزم شالوده شکنی نظم بین المللی است. وجه ایجابی آن نیز تبیین و ترویج و تثبیت نظم عادلانه اسلامی و فراهم ساختن لوازم آن در نظام جهانی است. جمهوری اسلامی معتقد است به جای رابطه قدرت که خود عامل بی عدالتی است، گفتمان عدالت محور، می تواند جایگزین مناسبی برای گفتمان قدرت در عرصه بین المللی باشد. (صادقی، ۱۳۸۸: ۳۰۴ – ۳۰۲)
حضرت امام(ره) مظاهر سیاسی عصر چون استعمار، استبداد، ظلم و ستم را نشأت گرفته از مهجوریت عدالت و فراموشی فطرت و توجه به گرایش شدید به دنیا و دنیاگرایی و ماده پرستی می داند و می فرماید:
ما در عصری به سر می بریم که سازمان های به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنایتکاران و مدافع ستمکاری آنان و بستگان آنان هستند. (امام خمینی، ۱۳۷۹: ۱۸ / ۲۳)
مقام معظم رهبری نیز، فساد و قدرت طلبی، فقدان اخلاق و معنویت، بی توجهی به مصالح ملت ها، استعمار سایر ملت ها، تبعیض نژادی، سلطه رسانه ای قدرت های استکباری، اعمال زور با ابزار علم و… را از شاخصه های بی عدالتی در جهان می داند (صادقی، ۱۳۸۸: ۵۲۸ ۵۱۴) و می فرماید «تحقق حقیقی عدالت با دو مفهوم عقلانیت و معنویت به شدت درهم تنیده است…» (جاویدی، ۱۳۸۵: ۳۳، ۹۰ ۸۹)
در گفتمان انقلاب اسلامی ایران، امروز نماد بی عدالتی را می توان در رفتار شورای امنیت سازمان ملل و سلطه گری آمریکا و اسرائیل به عینه مشاهده کرد. (مولانا، ۱۳۸۷: ۱۳)

صلح و امنیت
الف) صلح از منظر غرب
در فرهنگ سیاسی، صلح به معنای حالت آرامش در روابط عادی با کشورهای دیگر و فقدان جنگ و نیز فقدان نظام تهدید است. مفهوم صلح در جهان معاصر دستخوش سه گونه تحول شده است:
۱- تحول در ماهیت صلح یا تحول در نگاه جهانی به مفهوم صلح
مفهوم صلح به لحاظ ماهوی متحول شده است. نگاه امروزی به ماهیت صلح نگاهی متفاوت از گذشته است. صلح منفی «مفهوم سنتی»: صلح در این معنی یعنی عدم جنگ؛ هرگاه کشوری مورد تهدید، توسل به زور یا اعمال خشونت و تجاوز قرار نگیرد صلح تحقق یافته است.[۲]
صلح مثبت: به معنی استقرار نظام اجتماعی انسانی که در بر دارنده سه مشخصه اصلی فقدان اعمال زور، آزادی فردی و عدالت اجتماعی و مبتنی بر گذار از حداقل شرایط صلح به سمت حداکثرسازی وضعیت هایی است که در آن زندگی پایدار بشر در همه محیط های سیاسی، فرهنگی، تمدنی و جغرافیایی میسر گردد. (ساعد، بی تا: ۷ – ۶)

۲- تحول مصداقی
مراد از این تحول، گسترش دامنه صلح منفی از مخاصمات بین المللی به مخاصمات غیر بین المللی است.

۳- تحول در اهداف وانگیزه های صلح
در حقوق یین الملل سنتی برخورد با پدیده صلح تقلیل گرا و هدف تمام تلاش ها و تدابیری که به منظور استقرار صلح انجام می شد حفظ امنیت ملی بود. (بوتول، ۱۳۷۱: ۱۲۵ – ۱۲۴)
شورای امنیت به دلیل سلطه غرب و آمریکا بر آن، اغلب در زمینه صلح منفی اقدام کرده است. سازمان ملل متحد نیز صلح را بدون پردازش چارچوب مفهومی و معنایی آن، بلکه با روش برهانی و استقرایی مبتنی بر عملکرد ناعادلانه شورای امنیت پی ریزی کرده است. در نتیجه ادراک معنایی روشن و عام از این مقوله و همچنین ارتباطی که با مسئله «امنیت بین المللی» دارد کاملاً در انحصار عملکرد خاص شورای امنیت درآمده است. (ساعد، بی تا: ۱۶)
ب) صلح از نظر اسلام
صلح از نظر اسلام عبارت است از: هم زیستی و سازشی که نام خدا را که عبارت از عدالت اجتماعی و امنیت عمومی برای مردم است، روی کره زمین برقرار سازد، نه صرف خودداری از جنگ، به هر قیمتی که تمام شود. (سید قطب، ۱۳۷۴: ۶۲)
از منظر رهبر کبیر انقلاب اسلامی، صلح و امنیت به عنوان یکی از شاخص های اصلی در روابط بین الملل محسوب می شود و تنها استثنای آن که جنگ را مجاز می داند، دفاع مشروع جمعی و فردی است که به عنوان ضرورت حفظ اساس دین و حفظ قلمرو، به کار گرفته می شود. (ستوده و دانشیار، ۱۳۸۸: ۳۶)
انقلاب اسلامی، کارکرد نظام بین الملل در جهت برقراری صلح و امنیت جهانی را زیر سؤال می برد و صلح عادلانه[۳] را مطرح می نماید و معتقد است ساختار نظام بین الملل خود عامل تهدید کننده صلح و امنیت جهانی است و برقراری صلح و روابط مسالمت آمیز فقط از طریق مقابله با ظلم و ستمگری امکان پذیر است.
اصالت و نوآوری گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه سلطه ستیزی و کوشش برای صلح و آرامش، همان قدر که قدرت و مشروعیت سلطه گران و دستگاه های تبلیغاتی آنها را به تکاپو انداخته است، آن را نیز بین قشرهای مختلف ملل، به ویژه نزد ملت ها و گروه هایی که سال ها تحت استعمار و استثمار بوده اند، با استقبال توأم با هیجان فوق العاده روبه رو کرده است. (مولانا، ۱۳۸۸: ۱۰۱)

کارکرد ایجابی انقلاب اسلامی ایران
سؤالی که در اینجا باید به آن پاسخ دهیم این است: کارکرد ایجابی انقلاب اسلامی ایران چه بوده است؟ و چقدر توانسته است در وضع موجود، تغییرات به وجود آورد؟
انقلاب اسلامی ایران ابتدا با اشغال سفارت آمریکا در تهران به سرعت اقتدار آمریکایی ها در منطقه و جهان را مورد تردید جدی قرار داد و ارعاب آمریکایی ها برای اولین بار بی پاسخ ماند. اساساً بازدارندگی از نظر آمریکایی ها، یعنی درک قدرت آنها توسط طرف مقابل و بزرگ ترین شکست برای آمریکایی ها وقتی است که قدرت و ارعاب آنها توسط طرف مقابل درک نشود و این ناشی از شناخت عمیق امام از مفهوم قدرت در روابط بین الملل بود. (سلامی، ۱۳۸۱: ۲۰۸)

ثانیاً؛ انقلاب اسلامی ایران، مسیر مبارزه علیه اسرائیل را از یک مسیر ملی گرایی عربی مرده منجمد، به یک روند اسلام گرایی تغییر حالت داد و در جهت جهانی سازی مبارزه با صهیونیسم حضرت امام(ره) آخرین روز جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» اعلام کرد. افزون براین، احیای مراسم برائت از مشرکین در حج ابراهیمی و ابراز انزجار مسلمانان از جنایت های اسرائیل در سرزمین های اشغالی و… موجی از خشم و وحشت را در میان سران رژیم صهیونیستی در قبال انقلاب اسلامی به دنبال داشت. (مجرد، ۱۳۸۶: ۱۳۵ – ۱۳۳) حزب الله به عنوان اولین نماد یک سازمان پیروز علیه اسرائیل که افسانه شکست ناپذیری این رژیم را بر هم زد، مولود انقلاب اسلامی است. (همان: ۲۱۰)
ثالثاً؛ وقوع انقلاب ایران راهبردهای منطقه ای دو ابرقدرت را دچار تغییر کرد و سپس باعث تغییراتی در راهبردهای جهانی آنها شد. در رابطه با بلوک غرب، انقلاب اسلامی در کشوری که ژاندارم آمریکا در منطقه بود کشوری که باید در برابر حرکت های ضدغربی بایستد اتفاق افتاده بود. بنابراین، بلافاصله با انحلال دکترین نیکسون یک شکاف آشکار قدرت در منطقه پدید آمد. ضمناً ایران به سرعت از پیمان سنتو خارج و باعث فروپاشی آن گردید و بدین وسیله بین پیمان های ناتو و سیتو فاصله افتاد.
در رابطه با بلوک شرق، با پیروزی انقلاب اسلامی، امنیت داخلی و منافع جهانی شوروی تحت الشعاع قرار گرفت، انقلاب اسلامی با تغییر ایدئولوژی و ماهیت حرکت های انقلابی در جهان اسلام که بسیاری از آنها قبلاً کمونیست یا به شوروی گرایش داشتند، نفوذ بین المللی این کشور را تضعیف کرد و بدین گونه در شمار علل فروپاشی اتحاد شوروی قرار گرفت. (ملکوتیان، ۱۳۸۱: ۸۲)
رابعاً؛ فعال شدن جنبش بنیادگرایی اسلامی در سه دهه گذشته را می توان بازگشت به هویت اسلامی و متأثر از الگوهای رفتاری انقلاب ایران دانست. حرکت ها و جنبش های اسلامی، مانند نهضت ملی فلسطین، نهضت اخوان المسلمین و جماعه المسلمین در قرن بیستم همواره نمادی از احیاگری و مبارزه علیه استعمار و استبداد در جهت وحدت مسلمانان بوده اند. (ستوده و دانشیار، ۱۳۸۰: ش ۱۶، ۱۶۸ – ۱۶۷)
انقلاب اسلامی، همچنین با ارائه خط مشی و راهبردهایی همچون دعوت از ملت ها برای بازگشت به ارزش های اصیلشان، بیان آثار سوء و مخرب سلطه قدرت های استکباری بر ملت ها، به کارگیری واژه های قرآنی استکبار و طاغوت برای استکبار جهانی، ارائه تجربه خویش در مبارزه با قدرت های بزرگ و دعوت از ملت های تحت سلطه برای الگوگیری از انقلاب اسلامی، اقدام به «ایجاد فرهنگ و تفکر ظلم ستیزی و نفی سلطه در جهان» کرد و به ملت های مسلمان، این حقیقت را فهماند که تنها بازگشت به دین و ارزش های اسلامی است که می تواند راهگشای مشکلات و تأمین کننده مصالح آنها باشد. (مجرد، ۱۳۸۶: ۱۳۸ – ۱۳۷)
در مجموع با توجه به کارکرد ایجابی انقلاب اسلامی ایران، جامعه جهانی شاهد شکل گیری و صف بندی دو اردوگاه در مقابل یکدیگر می باشد. در یکی از اردوگاه ها دولت های سلطه گر و دولت های وابسته به سلطه گران حضور دارند و اردوگاه دیگر ملت ها و گروه های اجتماعی و دولت های برخاسته از درون توده های مردم که ستیز خود را با نظام سلطه آغاز کرده و در حال گسترش است تشکیل می دهد.
الف) اردوگاه سلطه گران
می توان مدعی شد که رهبری نظام سلطه در این دوران با آمریکا می باشد که هم دارای قدرت سخت افزاری غالب و هم دارای انگیزه لازم برای استقرار در چنین جایگاهی می باشد.
در حلقه دوم سلطه گران، اتحادیه اروپا به ویژه قدرت های صاحب حق وتو مانند: انگلیس و فرانسه و تا حدودی آلمان قرار گرفته اند. در حلقه سوم، دولت های توسعه یافته و غیر غربی مانند: ژاپن، چین و روسیه مشاهده می گردند و در حلقه چهارم نیز دولت های وابسته و تحت نفوذ غرب هستند که دوام و بقای خود را در پشتیبانی و حمایت نظام سلطه می بینند و در نتیجه خود به عنوان مهره هایی در خدمت سلطه گران عمل می کنند. (محمدی، ۱۳۸۶: ۵۵ ۵۴)

ب) اردوگاه سلطه ستیز
تحلیل انقلاب اسلامی در سطح کلان نشان می دهد که انقلاب ایران اساساً در تعارض با نظام بین الملل رخداد و ارزش ها و هنجارهایی را مطرح کرد که با منافع قدرت های سلطه گر تعارض داشت. برخی از این ارزش ها عبارتند از: استقلال، آزادی، عدالت، حق تعیین سرنوشت، همبستگی و اتحاد مستضعفان، بیداری مسلمانان، حقانیت ملت های محروم، حق طلبی، همکاری، همیاری و از طرف دیگر مبارزه علیه قدرت طلبی، غارتگری، زورگویی، انحصارطلبی، پایگاه خارجی، تجاوز، امپریالیسم، استعمار، جهالت، تفرقه و اختلاف. انقلاب اسلامی ایران تلاش کرده تا از طریق طرح این ارزش ها، افکار عمومی ملت های محروم و مستضعف جهان سوم را جهت تغییر و تحول نظام بین الملل تحت تأثیر قرار دهد و ارزش های مطرح شده را از طریق تبلیغ و الگودهی تبدیل به هنجار سازد. (مجرد، ۱۳۸۶: ۱۱۱) ایران اسلامی امروز به عنوان قدرت برتر منطقه به رسمیت شناخته شده و ملت های جهان به مواضع این کشور نگاه می کنند و می توان ادعا کرد که نبض ملت های محروم جهان با نبض ملت ایران در طپش است. (محمدی، ۱۳۸۶: ۶۱)
شیعیان جهان، حلقه دوم این جبهه را تشکیل می دهند؛ چراکه اصولاً مکتب تشیع از دل اعتراض و مقابله با نظام های سلطه گر بیرون آمده است. در حلقه سوم این جبهه، سایر مسلمانان که جمعیتی متجاوز از یک میلیارد نفر را تشکیل می دهند. در حلقه چهارم نیز، ملت های محروم و زجر کشیده غیر مسلمان در جهان سوم قرار دارند؛ ملت هایی که طعم استثمار و بهره کشی نظام سلطه را در طول چند قرن اخیر کشیده اند و در نهایت در حلقه پنجم، توده های مردم در کشورهای توسعه یافته قرار دارند؛ آنها که در تأمین نیازهای دولت های سلطه گرا باید به عنوان سیاهی لشکر مورد استفاده قرار گیرند. نظیر: جنبش های ضد جنگ، ضد جهانی سازی و…. (همان: ۶۳ ۶۱).

نتیجه گیری

انقلاب اسلامی ایران، به دلیل داشتن ماهیت اسلامی دارای جنبه جهان شمولی بوده و با نگاه و بینش جهانی خود، نقش ها و رسالت هایی را در قبال جهان برای خود طراحی کرده و اصولی را به عنوان سیاست خارجی خود برگزیده و در راستای تحقق آنها گام برداشته و برمی دارد که باعث شده انقلاب اسلامی، منشأ تأثیرات، تغییرات و تحولات متعددی بر نظام بین الملل باشد. ازجمله مهم ترین این تأثیرات می توان به تأثیراتی همچون: به چالش کشیدن و زیر سؤال بردن ساختار سیاسی و کارکرد نظام بین الملل، مورد تردید جدی قرار گرفتن اقتدار آمریکایی ها در منطقه و جهان، بی اعتباری نظام دوقطبی حاکم بر جهان و ارائه راه سوم، جهانی سازی مبارزه با صهیونیسم، تغییر راهبردهای منطقه ای دو ابرقدرت، فروپاشی اتحاد شوروی، بیداری اسلامی در منطقه و جهان، اشاره کرد.

انقلاب اسلامی، همچنین با ارائه خط مشی و راهبردهایی همچون دعوت از ملت ها برای بازگشت به ارزش های اصیلشان، بیان آثار سوء و مخرب سلطه قدرت های استکباری بر ملت ها، اقدام به «ایجاد فرهنگ و تفکر ظلم ستیزی و نفی سلطه در جهان» کرد و به ملت های مسلمان این حقیقت را فهماند که تنها بازگشت به دین و ارزش های اسلامی است که می تواند راهگشای مشکلات و تأمین کننده مصالح آنها باشد.
در مقابل، قدرت های ضد انقلاب و سلطه گر (طرفدار وضع موجود به رهبری آمریکا) بلافاصله درصدد برآمدند تا از گسترش انقلاب اسلامی جلوگیری به عمل آورده و در صورت امکان، حتی انقلاب اسلامی را نیز سرنگون نمایند که این تقابل همچنان وجود دارد.

منابع و مآخذ
۱- آخوندی ممقانی، حسین، بازتاب انقلاب اسلامی بر راهبردهای آمریکا در منطقه خلیج فارس، پایان نامه، قم، انتشارات دانشگاه باقرالعلوم(ع).
۲- آقایی، سید داوود، ۱۳۸۱، ایران و سازمان های بین المللی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۳- احمدی، حسین پور، ۱۳۸۶، انقلاب اسلامی و نظام ج. ا. ا در بازتاب فرایند جهانی شدن همسویی، تقابل یا تعامل، تهران، نشر عروج.
۴- اردستانی، حسین، ۱۳۷۸، «جنگ تحمیلی، تأثیر تحولات صحنه نبرد بر استراتژی قدرت های بزرگ»، فصلنامه امنیت ملی، سال اول، شماره اول، پاییز ۷۸٫
۵- اسپوزیتو، جان. ال. ، ۱۳۸۲، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران، باز.
۶- امام خمینی، سیدروح الله، ۱۳۷۶، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ ۳٫
۷- ، ۱۳۷۹، صحیفه نور، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۸- باقری، علی، ۱۳۷۶، مبانی عدالت اقتصادی در اسلام و سایر مکاتب، قم، انتشارات دانشگاه مفید.
۹- بختیاری، صادق، ۱۳۸۲، تحلیلی از توزیع درآمد با استفاده از روش پارامتریک، تهران، وزارت امور اقتصادی و دارایی.
۱۰- برهانی، هادی، ۱۳۷۸، «نگاهی به ریاست ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی در میانه راه»، فصلنامه خاورمیانه، شماره ۱۹٫
۱۱- بوتول، گاستون، ۱۳۷۱، جامعه شناسی صلح، ترجمه دکتر هوشنگ فرخجسته، تهران، نشر شیفته.
۱۲- بی نا، ۱۳۷۸، دستاوردهای عظیم انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در گستره جهان، ج ۱، تهران، مرکز رسیدگی به امور مساجد.
۱۳- جاویدی، مجتبی، ۱۳۸۵، قاموس عدالت؛ بررسی مبانی نظری و عملی مفهوم عدالت در کلام مقام معظم رهبری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۱۴- جمشیدی، محمدحسین، ۱۳۸۰، نظریه عدالت؛ از دیدگاه فارابی، امام خمینی، شهید صدر، تهران، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.
۱۵- حاجی حیدر، حمید، ۱۳۸۸، «تحول تاریخی مفهوم عدالت»، فصلنامه علوم سیاسی، ش ۴۵٫
۱۶- حسینی اسفیداواجانی، مهدی، ۱۳۸۵، «سیاست خارجی ایران و نظام بین الملل کنونی»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۲۲۵، خرداد و تیر ۸۵٫
۱۷- حکیمی، محمدرضا، ۱۳۷۶، «حقوق و عدالت»، نقد و نظر، ش ۳ – ۲، بهار و تابستان.
۱۸- داستانی بیرکی، علی، ۱۳۸۱ ، سیاست خارجی و روابط بین الملل ازدیدگاه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تبیان دفتر ۲۸٫
۱۹- دامن پاک جامی، مرتضی، ۱۳۸۸، «دیپلماسی انرژی دولت نهم»، مجموعه مقالات گزارش جمهور؛ مبانی
حکمی و سیاست عملی دولت نهم در روابط بین الملل، تهران، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
۲۰- داوری اردکانی، رضا، ۱۳۶۱، انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم، تهران، مرکز فرهنگی علامه طباطبایی.
۲۱- دهشیری، محمدرضا، ۱۳۷۹، درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۲۲- ، ۱۳۸۸، بازتاب مفهومی و نظری انقلاب اسلامی ایران در روابط بین الملل، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
۲۳- ساعد، نادر، بی تا، درآمدی برچارچوبهای مفهومی گفتمان صلح عادلانه، به نقل از سایت مجمع جهانی صلح اسلامی.
۲۴- ستوده، محمد، ۱۳۸۵، تحولات نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، قم، بوستان کتاب.
۲۵- ستوده، محمد و علیرضا دانشیار، ۱۳۸۰، «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و ساختار نظام بین الملل»، مجله علوم سیاسی، شماره ۱۶، زمستان.
۲۶- ، ۱۳۸۸، «آسیب شناسی روابط بین الملل از دیدگاه امام خمینی(ره)»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال ششم، شماره ۱۹ زمستان.
۲۷- سجادی، سیدجعفر، ۱۳۶۱ ق، فرهنگ علوم عقلی، تهران، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران.
۲۸- سلامی، حسین، ۱۳۸۱، «تأثیر انقلاب اسلامی بر تحولات منطقه و جهان»، مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره ۴، زمستان ۸۱٫
۲۹- سید قطب، ۱۳۷۴، اسلام و صلح جهانی، ترجمه سیدهادی خسروشاهی و زین العابدین قربانی، تهران، دفتر نشرفرهنگ اسلامی، چ ۶٫
۳۰- صادقی، زهرا، ۱۳۸۸، «تبیین دو مفهوم صلح و عدالت و جایگاه آن در سیاست خارجی دولت نهم»، مجله راهبرد یاس، شماره ۱۷، بهار ۸۸٫
۳۱- طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج ۱۴، تهران، دارالکتاب الاسلامیه.
۳۲- علی بابایی، غلامرضا، ۱۳۸۳، فرهنگ روابط بین الملل، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.
۳۳- فراتی، عبدالوهاب، ۱۳۸۱، انقلاب اسلامی و بازتاب آن، قم، انجمن معارف اسلامی ایران.
۳۴- ، ۱۳۸۱، انقلاب اسلامی و بازتاب آن، قم، زلال کوثر.
۳۵- قوام، عبد العلی، ۱۳۷۲، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، تهران، سمت.
۳۶- کدیور، جمیله، ۱۳۷۴، رویارویی انقلاب اسلامی در ایران و امریکا، تهران، اطلاعات.
۳۷- له دین، مایکل و لوئیس ویلتام، ۱۳۶۲، هزیمت یا شکست رسوای آمریکا، ترجمه احمد سمیعی، تهران، نشر ناشر.
۳۸- متقی نژاد، سیدمحمدعلی، ۱۳۸۸، «نقش دولت نهم در پویایی جنبش عدم تعهد»، مجموعه مقالات گزارش جمهور؛ مبانی حکمی و سیاست عملی دولت نهم در روابط بین الملل، تهران، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
۳۹- متقی، ابراهیم، ۱۳۷۶، تحولات سیاست خارجی: مداخله گرایی و گسترش، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۴۰- مجرد، محسن، ۱۳۸۶، تأثیر انقلاب اسلامی بر سیاست بین الملل، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۴۱- مجیدی، محمدرضا، ۱۳۸۸، «دیپلماسی چند جانبه دولت نهم در یونسکو»، مجموعه مقالات گزارش جمهور؛ مبانی حکمی و سیاست عملی دولت نهم در روابط بین الملل، تهران، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
۴۲- محمدی، منوچهر، ۱۳۷۷، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دادگستر.
۴۳- ، ۱۳۸۶، آینده نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، وزارت امورخارجه مرکز چاپ و انتشارات.
۴۴- ، ۱۳۸۷، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
۴۵- ، ۱۳۸۸، «دولت نهم و نظام بین الملل»، مجموعه مقالات گزارش جمهور؛ مبانی حکمی و سیاست عملی دولت نهم در روابط بین الملل، تهران، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
۴۶- معین، محمد، ۱۳۶۲، فرهنگ فارسی معین، ج ۲، تهران، مؤسسه امیرکبیر.
۴۷- ملکوتیان، مصطفی، ۱۳۸۴، «تأثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی ایران»، مجله مطالعات انقلاب اسلامی، شماره ۱، تابستان ۸۴٫
۴۸- موسوی، سید جمال الدین، ۱۳۸۰، عدالت اجتماعی در اسلام، تهران، مؤسسه دانش و اندیشه معاصر.
۴۹- مولانا، سیدحمید، ۱۳۸۷، مقدمه ای بر عدل و صلح، تهران، نشر جمهور.
۵۰- ، ۱۳۸۸، «مؤلفه های بنیادین در سیاست خارجی دولت نهم»، مجموعه مقالات گزارش جمهور؛ مبانی حکمی و سیاست عملی دولت نهم در روابط بین الملل، تهران، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
۵۱- نیک گهر، عبدالحسین، ۱۳۷۳، مبانی جامعه شناختی، تهران، رایزن.
۵۲- هالیدی، فرد، ۱۳۷۸، «انقلاب و روابط بین الملل»، ترجمه مسعود اخوان کاظمی، مجله انقلاب اسلامی، سال اول، شماره سوم، پاییز ۷۸٫
۵۳- هلباوی، کمال، ۱۳۹۰، همایش بین المللی ائتلاف جهانی علیه ترویسم برای صلح عادلانه، تهران، ۲۸ خرداد.
۵۴- ولایتی، علی اکبر، ۱۳۷۵، «اهم مسائل مطرح در سازمان ملل متحد و دیدگاه های جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات سازمان ملل متحد، سال اول، شماره ۴ – ۳، پایز و زمستان.
پی نوشت ها
[۱] یک الگو چیزی است که ساخته می شود تا برای ساختن نمونه های دیگر سرمشق قرار گیرد. (نیک گهر، ۱۳۷۳: ۱۵۵)
[۲] چنین برداشتی از صلح را گالتونگ صلح منفی می نامد «رویکردی حداقلی».
[۳] گفتمان صلح عادلانه، تلاقی عدالت با مقوله صلح انسانی است که در آن، عدالت به مثابه هدف و صلح به عنوان وسیله تلقی می گردد.








تمامی حقوق اين وب سايت متعلق به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گیلان می باشد