گفتگو با پدر شهید امیررضا علیزاده، اولین شهید مدافع حرم گیلان: دوازده روز از ماه برگریزان سال ۱۳۵۴ گذشته بود که فرزندی در کوی دباغیان خیابان پل عراق رشت از پدری بنام «اصغر» که کارمند توشیبا بود و مادری بنام «طاهره جوینده رودسری» پای به گیتی نهاد وهیچکس پیشبینی نمیکرد که این نوزاد، ۳۸ سال […]
کد خبر : 25974 | 9:22 ق.ظ |
۱ تیر , ۱۳۹۶

گفتگو با پدر شهید امیررضا علیزاده، اولین شهید مدافع حرم گیلان:
دوازده روز از ماه برگریزان سال ۱۳۵۴ گذشته بود که فرزندی در کوی دباغیان خیابان پل عراق رشت از پدری بنام «اصغر» که کارمند توشیبا بود و مادری بنام «طاهره جوینده رودسری» پای به گیتی نهاد وهیچکس پیشبینی نمیکرد که این نوزاد، ۳۸ سال بعد، در دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ با خلق حماسهای دلاورانه در بینالحرمین حضرت رقیه و حضرت زینب (سلام الله علیها) غریبانه در کشور سوریه به ندای «هل من ناصر» اربابش حضرت حسین بن علی(ع) لبیک گوید و و با سر بریده به خیل شقایقهای خونین کربلا ملحق شود.
«امیررضا علیزاده» دومین فرزند این خانواده بود و از همان طفولیت تا آخرین لحظاتی که شهید شد و پیکر ندیدهاش را در گلزار شهدای رودسر به خاک سپردند دارای آرامشی بینظیر و لبخندی زیبا، متواضع و صمیمی بود که هیچگاه این خصوصیات از ذهن دوستدارانش محو نخواهد شد.
گفتگوی صمیمانه تحریریه وبسایت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان را با پدر روحانی و ایثارگر این شهید بزرگوار، حجت الاسلام و المسلمین اصغر علیزاده را در ادامه می خوانید.
*** لطفا از دوران کودکی شهید علیزاده برای مخاطبان ما بگویید.
امیر رضا از همان دورۀ کودکی در بحثهای خانوادگی با مفاهیم انقلاب آشنا شد تا اینکه در سال ۵۹ با شروع جنگ تحمیلی به دلیل حضور بنده در جنگ و اجرای برنامههای فرهنگی مربوط به دفاع مقدس کاملا همراه من بود با اینکه کمتر از پنج سال داشت همهجا ایشان را با خودم میبردم. امیررضا با توجه به همکاریهای من با سپاه و بنیاد شهید و همچنین صحبتهایی که با هم میکردیم، به فرهنگ جنگ و شهادت و سپاه پاسداران علاقمند شد و حتی در همان سنین لباس پاسداری به تن میکرد و همراه من میآمد. زمانی که رزمندگان از رودسر به جبهه اعزام میشدند ایشان با لباس پاسداری پیشاپیش آنها حرکت میکرد و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود و همواره سعی میکرد خود را به سپاه نزدیک کند و حتی درس و مشقش را نیز در سپاه انجام می داد. ایشان با دوستان و مهمانان من نیز رفتار محبتآمیزی داشت و ارتباط بسیار خوبی با بزرگتر از خودش داشت، مهر و محبت امیر ضا در دل همه مینشست. در واقع در عین حال که فردی اجتماعی بود سعی میکرد انقلابی نیز باشد.
*** آیا راز یا حرف نگفته ای از زندگی شخصی ایشان به خاطر دارید؟
بله. امیررضا در دورۀ جوانی مشکلات مالی داشت و بخش از درآمدش از مسافرکشی بود با این حال همیشه قسمتی از درآمد خود را به افراد نیازمند اختصاص میداد و حتی اعضای خانواده و دوستان نزدیکش از این موضوع مطلع نبودند.
*** واکنش شما و خانواده به خبر حضور ایشان در سوریه چه بود؟
به ما گفته بود که به کنیا میروم؛ البته من میدانستم که به سوریه رفته است چون روحیه شهادتطلبی و مبارزاتی ایشان نشان میداد که اهل کنیا رفتن نیست. در تماسهایش با مادرش نیز میگفت من در ایران و اصفهان هستم و پس از شهادتش مادرش متوجه شد که او در سوریه حضور داشته است.
*** فرزندان شهید با توجه به سن و سال کمشان چطور با شهادت پدرشان کنار آمدند؟
امیررضا از مدتها قبل با صحبتهایش بچهها و همسرش را برای چنین روزی آماده کرده بود. هرساله ۲۷ اسفند با خانواده به مناطق عملیاتی دفاع مقدس میرفتند و تحویل سال را آنجا سپری میکردند و اینها باعث میشد که بچهها بفهمند که پدرشان در خط جهاد و شهادت است و لذا وقتی مصاحبه میکنند، میگویند که پدرشان به آرزویش که شهادت بود رسید چرا که آسمانی بود و تعلق به این دنیا نداشت، بچهها روحیه عالی و انقلابی خود را پس از شهادت پدرشان نیز حفظ کردند.

*** حاج آقای علیزاده! خانواده شما هم احتمالا از حرفها و کنایههایی که برخی افراد در مورد حقوق بالا و یا امتیازات خاص به مدافعان حرم نسبت میدهند در امان نبودهاید پاسختان به اینگونه حرف ها چه بوده است؟
ما میدانیم که همواره در مقابل جبهه حق، جبهه باطل قرار میگیرد؛ در قرآن کریم نیز میبینیم که در مقابل همۀ انبیاء، مستکبرین و افراد غافل و جاهل کارها و فعالیتهایی را در جهت تضعیف جبهه حق انجام میدهند و این مسئله در دنیای کنونی هم وجود دارد. برای ما این مسئله کاملا روشن بود و وارد این مباحث نمیشدیم. به نظر من افرادی که با سوریه و عراق و جبهه مقاومت مخالف هستند همیشه طرح و برنامههایی را برای تضعیف این جبهه دارند و حتی در مقابل افرادی که از مدافعان حرم حمایت میکنند لجبازی و مقاومت می کنند. در انتخابات اخیر نیز اینگونه بود افرادی که طرفدار برخی بودند در مقابل دلایل دیگران لجبازی میکردند و متقاعد نمیشدند.
*** دیدگاه و موضعگیری شهید علیزاده در رابطه با مسئله فلسطین و حمایت از مظلومان چه بود؟
امیر آقا اولین شهید مدافع حرم استان گیلان هستند یعنی پیشتاز بودند و برای سایر مدافعین معبر باز کردند ایشان به مسئله فلسطین دیدگاه جهانی داشتند. با تحلیلها و صحبتهایی که در اینباره در منزل مطرح میکردند مواضعشان در قبال مقاومت جهانی کاملا مشخص بود. ایشان همیشه روی این جمله امام(ره) که «فلسطین پاره تن اسلام است» تاکید داشت و در خط رهبری و امام بود و مواضعش برابر با مواضع رهبری و امام بود لذا ذرهای شک و تردید در مواضع ایشان وجود نداشت. در فتنه ۸۸ نیز به صورت میدانی با اغتشاشگران برخورد داشت.
*** چه پیامی برای جوانانی که علاقمند به ادامه راه شهید امیررضا علیزاده و مبارزه با استکبار جهانی هستند، دارید؟
در این مورد میخواهم به صحبت سردار حاج قاسم سلیمانی اشاره کنم که گفته است اگر هر کدام از جوانان ما راه و روش زندگی یکی از شهدا را الگوی خود قرار دهند و بدانند که این شهدا چه ظرفیتهایی در وجودشان داشتند، تداوم بخش نهضت جهانی خواهند شد.
*** ممنون که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید و پاسخگوی سوالات ما بودید اگر کلام آخری مانده بفرمایید.
وظیفه مسئولان و دولت مردان ما این است که از دستاوردهای شهدایی که برای حفظ نظام و انقلاب جان خود را فدا کردند پاسداری کنند و کوچکترین اشتباهی در این زمینه مرتکب نشوند در غیر این صورت ما خانواده شهدا ناراضی خواهیم بود علیالخصوص در مسئله جهانی مثل فلسطین، سوریه، بحرین و… و باز کردن معبر برای مبارزه با استکبار جهانی. اگر کسانی خدای ناکرده کدخدا دوست باشند یا بخواهند با کدخدا هماهنگ شوند باید بدانند این سازش با جبهۀ خوارج و معاویه است و برای شهدای عزیزی که در راه اسلام به شهادت رسیدند به هیچوجه قابل قبول نیست. انتظار ما این است که گفتار، کردار و سیاستهای داخلی و خارجی دولت مردان با شهدای مدافع حرم مطابقت داشته باشد. امیر در طول گذران مدت تحصیلیاش بسیاری از همکلاسیهای خود را بهدلیل رفتارهای صمیمیاش، اهل مسجد و محراب و ذکر و دعا و ارزشها کرد. در آن ایام شاهد بودیم که والدین بسیاری از دانشآموزان به مادر امیررضا مراجعه میکردند تا امیر با فرزندان آنها دوست شود تا فرزندانشان از او تاثیر بپذیرند و از فساد و انحراف کنارهگیری کنند و در مسیر رشد، تکامل، خودسازی و خط ولایت گام بردارند. در نهایت این گلزار شهدای رودسر بود که قدمهای این جوانان را بوسه زد و شاهد اشک چشمهای این عاشقان شد که برگونههایشان جاری بود.
مصاحبه: روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان؛ مهیار مرادی