صفحه نخست ارتباط با ما ورود اعضا






خاطرات تلخ آزاده گیلانی / اسارت بدترین درد است

مظفر تقی زاده آزاده گیلانی با بیان اینکه اسیری بدترین دردی است که دیده‌ام، تصریح کرد: ممکن است دفتر خاطرات ما یک روزی بسته شود اما هرگز پوسیده نشده و در اذهان باقی می‌ماند. تقویم را که ورق می‌زنیم پر شده است از تاریخ که خلاصه شده در شنبه، یکشنبه، دوشنبه هایی که شاید برای […]

کد خبر : 4026 | 9:34 ق.ظ | ۲۷ مرداد , ۱۳۹۲

آزادگان15

مظفر تقی زاده آزاده گیلانی با بیان اینکه اسیری بدترین دردی است که دیده‌ام، تصریح کرد: ممکن است دفتر خاطرات ما یک روزی بسته شود اما هرگز پوسیده نشده و در اذهان باقی می‌ماند.

تقویم را که ورق می‌زنیم پر شده است از تاریخ که خلاصه شده در شنبه، یکشنبه، دوشنبه هایی که شاید برای خیلی‌ها تکراری باشد. تقویم را که ورق می‌زنیم پر شده از روزهای تعطیلی و ایام خاص و مناسبت‌های مختلف.
در این ورق زدن‎هاخاطراتی یادمان می‌آید که شاید خیلی‌ها را می‌خنداند و خیلی‌ها را می‌گریاند و خیلی‌ها را به یاد حماسه‌ها می‌اندازد. حماسه‌هایی که تاریخ می‌سازند و حماسه‌هایی که در تقویم ثبت می‌شوند تا در خاطرات باقی بمانند.خوشبختانه در چند سال اخیر توجه ویژه‌ای به خاطرات رزمندگان دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران شده است، باز آفرینی خاطراتی که تحت عنوان تاریخ شفاهی از آن یاد می‌کنیم.

26 مرداد هر سال ما را یاد خاطره‌ای بزرگ می‌اندازد. 26 مرداد سال 69، خاطره بازگشت سرافرازانه رزمندگانی که در دست دشمنان اسیر شدند و جشن آزادیشان را در تقویم خاطرات وطن برای همیشه پاس خواهیم داشت. به این بهانه به سراغ مظفر تقی زاده، جانباز 35 درصدی جنگ تحمیلی که به مدت سه سال در اسارت کشور بعثی عراق بود رفته و پای صحبت هایش و خاطراتش نشستیم.

وی با اشاره به اسارتش در 31 تیرسال 67 عملیات پاتک شمن در منطقه سومار گفت:15 روز اول اسارت را در شهر بهقوبه بودیم بدون هیچگونه امکانات، حتی آب و غذا…از تعداد زیاد اسرا، 154 نفر ما را جدا کردند تا به قول خودشان به جای بهتری ببرند.

تقی زاده با بیان اینکه وقتی از داخل شهر عراق می‌گذشتیم مردم شهر از اینکه سربازانشان زیاد اسیر گرفته‌اند با خوشحالی به ما نگاه می‌کردند، تصریح کرد: بعد از دو ساعت به شهر تکریت(1369)، رسیدیم اما اتوبوس به راهش ادامه داد و از شهر گذشت تا به جایی وسط بیابان رسیدیم، جایی که محل تجهیزات نظامی آنان بود.

وی ادامه داد: تا آن روز اسارت، کسی ما را نزده بود و ما فکر می‎کردیم اسارت یعنی اینکه آب و غذا و امکانات نداشته باشیم اما همینکه از اتوبوس پیاده شدیم عراقی‌ها را دیدیم که با باتوم دو طرف ما ایستادند و ما را تا داخل آسایشگاه زدند.

این جانباز آزاده گیلانی با بیان اینکه 154 نفر ما را داخل اتاقکی 50 متری بردند، اذعان کرد: تشنگی داشت ما را از حال می‌برد، ساعت 8 شب در آسایشگاه باز شد و شش عراقی آمدند و شش نفر از بچه‌های ما را بردند تا بقول خودشان غذا بیاورند. بعد از نیم ساعت انتظار، بچه‌ها با 10 ظرف غذا وارد آسایشگاه شدند. گرسنگی و بیحالی برای ما رمق نگذاشته بود.

وی اضافه کرد: چاره‌ای نداشتیم هر 15 نفر دور یک ظرف نشستیم. با ولع اولین مشت برنج را که داخل دهان گذاشتیم دهانمان پر شد از ماسه و سنجاق ته گرد و هیچکس آن شب غذا نخورد. فردای آنروز بعد از 36 ساعت، تشنگی‌ها هم بیشتر شد. هرچه داد می زدیم آب، آب، آب… کسی در را برایمان باز نمی‌کرد. یکی از بچه‌های ما که اهوازی بود و عربی می‌دانست از یکی از سربازان عراقی آب خواست و او گفت تا دور تا دور اردوگاهی که شما را آورده‌ایم سیم خاردار نزنیم، نمی‌توانیم شما را بیرون بیاوریم.

تقی زاده اضافه کرد: وقتی با بچه‌ها تانکر آب را دیدیم همگی به طرف آن هجوم بردیم. یک شیلنگ داخل تانکر گذاشته بودند و سر دیگرش را دادند دست بچه‌ها که نفر به نفر آب بخوریم. هزار نفر داخل یک سوله پشت سر هم صف ایستادیم تا بتوانیم آب بخوریم. وقتی با دست آب می‌خوردیم انگار تمام دنیا را به ما داده بودند. شاید 40 تا50 نفر بیشتر آب نخورده بودند که از هجوم زیاد اسرا که از تشنگی در حال هلاک شدن بودند سر شلنگ از داخل تانکر بیرون افتاد و هر چقدر به سربازان عراقی فریاد زدیم یکی سر شلنگ را به داخل تانکر برگرداند کسی توجه‌ای نکرد و فقط به حال ما خندیدند.

وی که چشمانش از اشک پر شده بود، سرش را پائین آورد تا اشک ریختنش را نبینم و با صدای لرزان افزود: همگی بر اثر تشنگی بی‌حال روی آسفالت افتادیم و شش نفر از رزمنده‌های مجروح که با ما اسیر شده بودند بر اثر همین تشنگی شهید شدند. تمام صورتمان بر اثر تشنگی سفیدک زده بود. صورت آن شهدا پر شده بود از نمک، وقتی دست به صورتشان می زدیم مثل گچ خاک می‌ریخت.

تقی زاده با بیان اینکه اسیری بدترین دردی است که دیده‌ام، تصریح کرد: ممکن است دفتر خاطرات ما یک روزی بسته شود اما هرگز پوسیده نشده و در اذهان باقی می‌ماند.






تمامی حقوق اين وب سايت متعلق به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گیلان می باشد