صفحه نخست ارتباط با ما ورود اعضا






انتشار متن کامل سخنرانی آیت‌الله اراکی در مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) استان گیلان

متن کامل سخنرانی آیت‌الله محسن اراکی (عضو محترم هیات رئیسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) در مراسم سی و چهارمین سالگرد ارتحال ملکوتی معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) استان گیلان منتشر شد. سلام علیکم و رحمت الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمد لله رب العالمین قال تعالی فی کتابه […]

کد خبر : 50951 | 5:00 ب.ظ | ۱۸ خرداد , ۱۴۰۲

متن کامل سخنرانی آیت‌الله محسن اراکی (عضو محترم هیات رئیسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) در مراسم سی و چهارمین سالگرد ارتحال ملکوتی معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) استان گیلان منتشر شد.

سلام علیکم و رحمت الله

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمد لله رب العالمین

قال تعالی فی کتابه «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ».

روز، روز بزرگی است روز رحلت مجدد بزرگ احیاگر اسلام، بنیانگذار جمهوری اسلامی و به وجود آورنده جنبش نوین آزادی خواهی اسلامی در سراسر جهان یعنی حضرت امام روح الله الموسوی الخمینی. ابعاد شخصیت حضرت امام آنچنان گسترده و دامنه دار است که در چنین فرصتی نمی توان به بخشی از این ابعاد هم پرداخت تا چه رسد به همه آن ابعاد. سخنرانی امروز مقام معظم رهبری مد ظله العالی بسیار جامع، آموزنده، عمیق بود و من توصیه می کنم همه ما به تفصیل این سخنرانی را با جدیت و توجه گوش کنیم. آنچه ما می بگوییم یک حاشیه و یک پرده ای از آن چیزی است که مقام معظم رهبری مد ظله العالی امروز بیان فرمودند. یکی از ابعاد شخصیت حضرت امام زنده کردن سه چیز بود: اسلام، قرآن و ملت ایران. ما می توانیم امام را به عنوان احیاگر اسلام، قرآن، ملت ایران بنامیم و از او به این عنوان یاد کنیم و از میراث احیاگری آن حضرت پاسداری کنیم.

مسئله احیای قرآن معنی اش این است که قرآن در جامعه ما متروک مانده بود، در گوشه خانه ها و در گوشه مساجد؛ تنها کاربرد قرآن کریم فاتحه خوانی در مجالس اموات و در گورستان ها بود. در حیات مردم زنده قرآن حضوری نداشت، در بازار شما از قرآن اثری نمی یافتید، در عرصه سیاست قرآن جایی نداشت و در عرصه زندگی مردم قرآن جایی نداشت، امام قرآن را به عرصه زندگی مردم آورد. به این چند آیه توجه کنید: اشاره به یک شکواییه بزرگ رسول اکرم در روز قیامت است. ما از این آیه و از روایاتی که در شرح و تفسیر این آیه آمده به این نکته پی می بریم که در روز قیامت یک شاکی وجود دارد که این شاکی نماینده همه مظلومین عالم است. این شاکی شکواییه ای دارد که خلاصه آن در این آیه از سوره فرقان است «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا». حضرت رسول شِکوِه در پیشگاه خدا عرضه می دارد: خدایا قوم من قرآن را در گوشه راندند و قرآن را رها کردند و پشت به قرآن کردند. این خلاصه این شکایت است.

حالا در جای دیگری در سوره زمر هم به همین شکایت اشاره شده آنجا که می فرماید: «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ/ ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ». این «تَخْتَصِمُونَ» یعنی تو روز قیامت برمی خیزی و شکایت می کنی و خصومتی با عده ای در پیشگاه خدا عرضه می کنی. خب این شکایت چیست؟ مرحوم صدوق این عالم بزرگ شیعی در کتاب الخصال در باب الثلاثه شرح این شکایت را بیان کرده است. البته در کتب اهل سنت هم باز به این شکایت اشاره شده. چیز عجیبی است خوب دقت کنید چه عرض می کنم: در کتب اهل سنت مطرح شده است که کسی که زبان به این شکایت باز می کند علی ابن ابی طالب است؛ البته این مسئله مهمی است که علی ابن ابی طالب در قرآن کریم به عنوان سخنگوی مظلومان و سخنگوی عدالت در محکمه الهی معرفی شده است. بخاری، محدث بزرگ اهل سنت در صحیح بخاری این روایت را نقل می کند از علی ابن ابی طالب «انا اوّل من یجثو للخصومه بین یَدَی الرّب تبارک و تعالی» من نخستین کسی هستم که زانو می زنم و عرض شکایت می کنم در پیشگاه خدا. حالا روایت صدوق؛ می فرماید: «ثلاثه یشکون الی الله یوم القیامه». سه دسته هستند که در پیشگاه خدا عرض شکایت می کنند: الکتاب، والمسجد، والعترت. قرآن شکایت می کند، مسجد شکایت می کند، عترت من شکایت می کند.

مسجد می گوید «عطّلونی»، قرآن می گوید «حرّقونی»، «مزّقونی» و عترت می گوید «یا رب شردونا و طردونا و قتلونا». مسجد می گوید خدایا من را معطل کردند یعنی من را از آن کاربردی که داشتم کاملا تهی کردند. الان مسجد الحرام چه کاربردی دارد؟ مسجد النبی چه کاربردی دارد؟ مسجد الاقصی چه کاربردی دارد؟ و مسجد کوفه؟ این مساجد اربعه مساجد مرکزی و ساختار فرهنگی و اعتقادی ما در دین اسلام هستند؛ امروز چه کاربردی دارند ؟

قرآن می گوید من را پاره پاره کردند یعنی بخشی از من را گرفتند بخش دیگر را رها کردند. عترت چه می گوید خدایا ما را کشتند، آواره شهر و دیار کردند بعد روایت ادامه دارد؛ رسول اکرم این شکایت را خود به زبان می راند: (وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا). این شکواییه رسول اکرم به زبان علی ابن ابی طالب عرضه می شود چون عرض کردم علی ابن ابی طالب زبان رسول خدا و سخنگوی روز قیامت است. بعد خدا می فرماید «نه من خود شاکی ام. توی رسول، توی عترت، مسجد، کتاب به کناری بروید. من خود شاکی ام». اینجا جایی است که شاکی و قاضی یکی می شود؛ خدا می شود شاکی. اینکه چرا قرآن را شما رها کردید؟ این قرآن برای شما نعمت بزرگ من بود. این عترت نعمت بزرگ من برای شما بود. این مسجد نعمت بزرگ من برای شما بود. مسجد شما را جمع می کرد و به شما وحدت می بخشید، قرآن به شما راه زندگی را نشان می داد، عترت رهبران این راه زندگی بودند. به شما خوب زندگی کردن را نشان می دادند. نعمت های من برای خوب زندگی کردن شماست. با عمل به احکام من زندگی شما آباد می شد. من برای شما نعمت تمام فراهم کردم در روز غدیر آیه نازل شد «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی». این تمامیت نعمت یعنی مردم دور یک رهبری الهی جمع شوند. این رهبری الهی حکم خدا را در بین مردم جاری کند. وقتی حکم خدا در بین مردم جاری شد زندگی مردم سامان پیدا می کند. مردم آزاده می شوند، از قید و بند گناه های شیطانی رها می شوند، آزاد می شوند، راه به آنها نشان داده می شود. به هدف دست پیدا می کنند، زندگی آنان زندگی مبتنی بر سعادت، مبتنی بر تقوا، مبتنی بر عدالت، دوستی، محبت می شود.

در جامعه محبت رواج پیدا می کند، یکی از مهمترین ویژگی های دین اسلام و یکی از مهمترین ویژگی های برنامه اسلامی این است که مردم را با یکدیگر به هم می پیوندد، در جامعه محبت به وجود می آید، به طوری که درد دیگری درد من می شود، درد من درد شما می شود، همدرد هم می شویم. کسی آمد خدمت امام صادق عرض کرد آقا گاهی روزها از خواب بیدار می شوم و احساس می کنم یک غمی بر دل من سنگینی می کند نمی دانم سبب چیست؟ فرمود سبب این است که یک مومن در یک جایی رنجی می کشد رنج او به دل تو اثر می گذارد. این جور می شود جامعه اسلامی. جامعه اسلامی جامعه ای می شود یک دل، جامعه ای می شود یک رنگ، جامعه ای می شود یک دست. در حالی که تمدن غربی، آمریکاییان، غربیان، اروپاییان را برای جوامع تفرقه می خواهند، برای جوامع از هم پاشیدگی می خواهند. برای ایران ما تجزیه می خواهند، می خواهند ترک از فارس جدا شود، عرب از فارس و ترک جدا شود، مردم با هم دشمنی کنند تا آنها سروری کنند. این استراتژی غربی هاست، استراتژی دشمن ماست؛ ما با هم بد باشیم تا او بتواند بر ما سروری کند. آنچه به یک ملت قدرت می دهد، آنچه به یک ملت عزت می دهد، آنچه به یک ملت سروری می دهد این است که یک ملت یکپارچه شود. یک دست شود؛ این نعمتی است که امام به ملت ما ارزانی داشت؛ از طریق اسلام، از طریق دین خدا، از طریق قرآن کریم قرآن را احیا کرد و ملت ما یکپارچه شد.

من یک داستانی برای شما عرض کنم که معلوم شود یکپارچگی و یکدلی یعنی چه: من ۱۰ سال در ایام جنگ امام جمعه دزفول بودم، یعنی سال های دهه ۶۰٫ جنگ که تمام شد و آزادگان برگشتند، از یک سو جنگ آمریکا علیه عراق و انتفاضه اول عراق آغاز شد. عده زیادی از مردم جنوب عراق هجوم آوردند به خوزستان. آنهایی که سن و سالشان اقتضا نمی کند شاید یادشان نباشد یا اصلا نبودند که یادشان باشد ولی دیگران یادشان هست. در سال های ۷۰، ۷۱، ۷۲ قریب دو، سه میلیون جمعیت از عراق وارد کشور ما شدند. خیلی هاشان در خوزستان بودند. کسانی که از بمباران های صدام و از بمباران های آمریکا فرار کرده بودند. در آن زمان یک نامه ای به دست من رسید با یک مقدار طلا. یک دختری این نامه را نوشته بود که آقا من دختر شهیدم و تازه با یک آزاده ازدواج کردم. خوب دقت کنید آزاده ای که هشت سال در اسارت صدامی ها بود. نوشته بود که من دختر شهیدم و با یک آزاده ازدواج کردم حالا می بینم این عراقی ها وارد کشور ما شدند، نیازمندند آب و نان هستند و باید از آنها حمایت شود. من این طلا را هدیه می کنم شما خرج این عراقی ها کنید. آنها هشت سال با ما جنگیده بودند؛ صدها هزار شهید و هزاران جانباز داده بودیم، اما خانواده های شهدا، جانبازان و این دختر ما اینگونه فکر می کند. این روحیه را چه کسی به ما بخشید؟ روحیه ایثار که نه تنها برای هموطن مان جان و مال مان را بدهیم، بلکه برای هم کیشمان اگرچه هموطن مان نیست، باز هم جان و مال بدهیم. این است انسانیت. این آن چیزی است که امام(ره) برای ملت ما آورد، امام به ما ایثار نشان داد، عشق را آموخت، محبت را آموخت، یکدلی را آموخت، ایستادگی را آموخت، ایثار را آموخت، یعنی قرآن را به ما آموخت چون همه اینها آموزه های قرآنی است. «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ» این از علائم مومنین است که نیاز دیگران را بر خود ترجیح می دهند.

یک روایتی است از حضرت امیر: حضرت امیر، اهل بیت، رسول خدا اینها الگوهای ایثار در جامعه بشرند، ایثارشان عجیب است. حضرت امیر در یکی از بیاناتشان می فرمایند: ما شب ها در زمستان بر خود می لرزیدیم و چیزی نداشتیم با آن خود را بپوشانیم گاهی با یک پارچه خودمان را از گزند سرما حفظ می کردیم ولی دیگران را می پوشانیدیم، پوشاک خودمان را به دیگران می دادیم و خود برهنه می ماندیم. برای دیگران سقف خانه می ساختیم خانه ما بی سقف بود. گرسنه می خوابیدیم ولی دیگران را سیر می کردیم. این جریانی که در سوره «هل اتی» آمده مهم است. این سوره، سوره مهمی است که ما باید خیلی این را بخوانیم تا بفهمیم. «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» در روایت داریم که روز چهارم یعنی بعد از سه روز روزه که افطارشان را به یتیم و مسکین و اسیر دادند، علی ابن ابی طالب دست حسن و حسین را گرفت و به مسجد آورد این دو بچه از شدت گرسنگی می لرزیدند. رسول اکرم ناراحت شدند و وقتی به خانه برگشتند دیدند خدای متعال غذای بهشتی را برای آنها فراهم کرده است. دیگران را سیر می کردند و خود گرسنه می ماندند.

یک روایت دیگر داریم که فقیری در دل شب به مسجد آمد و به رسول خدا گفت: گرسنه ام، سیرم کنید. هیچ کس چیزی نداشت که به او بدهد. رسول خدا کسی را فرستاد به خانه خودش اما همسرانش گفتند هیچی نداریم ما به این بدهیم. علی ابن ابی طالب برخاست و گفت من سیرش می کنم. به خانه رفت و به حضرت زهرا(س) گفت چیزی داریم به او بدهیم؟ گفت: چیزی نداریم فقط مقدار کمی غذا برای بچه ها نگه داشتم. آن حضرت گفت: چراغ ها را خاموش کن و بچه ها را بخوابان، ما باید این غذا را به این فقیر بدهیم و بچه هامان گرسنه بخوابند. این مکتب قرآن است این آن چیزی است که امام به ما آموخت این آن چیزی است که انقلاب برای ما آورد. مگر ما در زمان شاه با این چنین مفاهیمی آشنا بودیم؟ این ارزش ها در جامعه ما مرده بود. امروز هم آنهایی که با ما دشمن هستند و می خواهند این ارزش ها را در جامعه ما بکشند هرگز نمی توانند. ما فرزندان کربلاییم، ما فرزندان علی ابن ابی طالبیم، ما فرزندان محمد و آل محمدیم. پای این ارزش ها هستیم، مانده ایم و خواهیم ماند. بچه هایمان را می دهیم، خانه هایمان را می دهیم، صبر می کنیم تا روزی که پیروزی کامل نصیب ما بشود و خواهد شد ان شاء الله تعالی.

چرا مسلمین در برابر آنچه در فلسطین می گذرد خاموش هستند؟ چون قرآن در بین آنها مرده است. می بینید چگونه مردان، زنان، کودکان و مظلومین فلسطین را این چنین بی رحمانه می کشند. صهیونیست ها آمده اند و خانه آنها را اشغال کرده اند و آنها را از خانه ها بیرون کرده اند و اگر فلسطینیان صدایی بلند کنند، آنها را می کشند. باز در بین جامعه اسلامی خیلی ها ساکت هستند چرا؟ چون قرآن در بین آنها مرده است. امام قرآن را زنده کرد و فرمود ما نمی توانیم در برابر ظلمی که به فلسطینیان و یا در هر جای این جهان به هر ملتی روا می شود سکوت کنیم. ما نمی توانیم در برابر ظلمی که به مستضعفین می شود ساکت باشیم. این یعنی قرآن این یعنی احیای قرآن.

امام اسلام را زنده کرد. اسلام را تحریف کرده بودند، مفهوم خدا را تحریف کرده بودند، مفهوم رسالت و رسول را تحریف کرده بودند، مفهوم امام و امامت را در بین ما تحریف کرده بودند، همه اینها را وارونه جلوه می دادند. خدا کیست؟ چیست؟ خدا در مفهومی که اینها می خواهند به ما معرفی کنند یک آفریننده ای و یک بنّایی است که این ساختمان را ساخته و کناره گرفته و بازنشسته شده است. اینها خدای بازنشسته را به ما معرفی می کنند و می گویند خدا دیگر امروز کاره ای نیست. اما اسلام به ما می گوید خدا کیست «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ» به ما می گویند این آیه از سوره جمعه را در نمازهای جمعه بخوانید تا مردم بدانند خدا یعنی چه؟ یعنی که؟ ملک است، فرمانرواست. فرمان دست اوست. «بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ»، «تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ»، «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشَاءُ» خدا فرمانرواست، حاکم است. امروز او باید در جامعه بشر حکومت کند. اما چگونه حکومت کند؟ از طریق نمایندگانش از طریق آن حاکمانی که او به آنها اذن حاکمیت می دهد. نمایندگانی که حکم او را می دانند و در اجرای حکم او امانتدار و عادل و امین هستند. همان چیزی که ما از فقیه عادل تعبیر می کنیم. فقیه عادل یعنی چه؟ فقیه یعنی حکم خدا شناس عادل؛ یعنی امین در تبیین و اجرا. خدا باید حکومت کند.

رسول کیست؟ گفتند رسول یک مبلغ است که آمده تبلیغ کرده و دیگر رفته و کارش تمام شده است. آیا رسول این است؟ یا خدای متعال می فرماید «وَما أَرسَلنا مِن رَسولٍ إِلّا لِیُطاعَ بِإِذنِ اللَّهِ». رسول یعنی فرمانروا، یعنی حاکم. امروز باید رسول حاکم باشد. حاکم بودن رسول یعنی حاکم بودن نماینده رسول. یعنی منصوب رسول. یعنی مامور از سوی رسول برای حکومت.

امام را تحریف کردند؛ امام تبدیل شد به یک محلی برای توسلات مربوط به روز قیامت. کسی با امام کاری نداشت مگر برای شفاعت روز قیامت. آن هم شفاعت گناهکاران. گناه کن و بعد از امام شفاعت بخواه که روز قیامت تو را شفاعت کند؛ همین؟ کار امام همین است؟ کار امام این است که گناهان من و شما را توجیه کند؟ کار امام این است که ما گناه کنیم، هر چه می خواهیم بکنیم، توی این دنیا هر غلطی می خواهیم بکنیم، بعد او ما را شفیع شود؟ همین؟ این است امام؟ البته مقام شفاعت یک مقام بلندی است که خدای متعال برای ائمه اطهار مقرر فرموده اما این شفاعت در گرو اطاعت و فرمان برداری است. برای آن کسانی که با دو پیمان با امام گره می خورند شفاعت وجود دارد؛ یک: پیمان اطاعت و دوم پیمان نصرت. پیمان اطاعت آنجایی است که خداوند می فرماید: «وَاذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمِیثَاقَهُ الَّذِی وَاثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» و پیمان نصرت «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». آنهایی که در این دو پیمان با خدای متعال و با امامشان صادقند: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ». آنهایی که در این پیمان با خدا صادقند کسانی هستند که مشمول شفاعت می شوند. بله شفاعت چیزی نیست که هر آدم گناهکاری که هیچ ارتباطی با امام ندارد مشمول شفاعت شود. ارتباط باید داشته باشید اما چه ارتباطی؟ ارتباط امامتی یعنی ارتباط یک پیرو از امام؛ ارتباط پیروی از امام با این دو بیعت و دو پیمان.

امام امت، خمینی بزرگ مفهوم امامت را زنده کرد، اسلام را زنده کرد و ملت ما زنده شد و به یک ملت قوی تبدیل شد. امروز مملکت ایران و دولت ایران و ملت ایران به عنوان یک قدرت و صاحب نقش در همه معادلات جهانی شناخته می شود. امروز همه می گویند امریکا و اروپا یک طرف و ایران طرف دیگر. امروز در تمام دنیا تنها قدرتی که به عنوان قدرت برتر در صحنه مبارزه با آمریکا شناخته می شود قدرت ایران است. به تدریج این قدرت ایران به قدرت مقاومت تبدیل شده است که بعضی از قدرت های جهانی هم برای حفظ خود به این جبهه مقاومت پیوسته اند. مثل روسیه و چین و امثال اینها. اینها دارند آرام آرام می آیند توی این جبهه و این نشان دهنده پیروزی ملت ایران و پیروزی سیاست جمهوری اسلامی و پیروزی دولت ایران در صحنه معادلات جهانی است. آنها به ما پیوستند نه ما به آنها. جبهه مقاومت را ما آغاز کردیم نه روسیه و چین. جبهه مقاومت را ملت ایران آغاز کرد؛ نه دیگران.

این ماییم که آغازگر بودیم. ماییم که موفق شدیم و چون موفق شدیم دیگران به ما پیوستند. ما در سوریه  موفق شدیم. ما در عراق موفق شدیم. ما در یمن موفق شدیم. ما در عرصه کارزار و مقاومت در برابر آمریکا ایستادگی کردیم، مقاومت کردیم و پیروز شدیم و ان شاء الله به یاری خدای متعال سریعا در عرصه مقاومت اقتصادی هم قطعا پیروز خواهیم شد. این مقاومت ها این صبرها نتیجه اش پیروزی است. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند. بر اثر صبر نوبت ظفر آید. این صبری که امروز مردم ما در فشارهای اقتصادی تحمل می کنند مقدمه پیروزی است. درود بر ملت ایران؛ درود بر شما؛ درست است که ما سختی می کشیم و ملت ایران در فشار زندگی می کند اما این فشار، فشاری است که پیروزی در پس آن است. آنچنان که ما در ایام جنگ سختی ها را تحمل کردیم در این جنگ اقتصادی هم تحمل می کنیم که پیروزی اقتصادی ایران نزدیک است. این مطلبی است که اجانب هم اعتراف می کنند.

پروردگارا! به حق محمد و آل محمد قسمت می دهیم؛ رهبر ما، این مرد بزرگ، این ادامه دهنده راه امام، این جانشین بر حق امام، جانشین بر حق ارزش ها، این الگوی بر حق دین ما، این انسانی که راه امام را تداوم بخشید، این قدرت را تداوم بخشید، با راهنمایی هایش و با دستورهای حکیمانه اش و با رهبری های داهیانه اش در این مشکلات و گرفتاری های سی و چند ساله ملت ایران را قوی نگه داشت، قوی رهبری کرد، به جا به پیش برد که امروز ملت ایران به عنوان ملت سرافراز در جبهه  مقاومت در دنیا شناخته می شود، این مرد را، برای ما نگهدار و بر طول عمر آن حضرت بیافزای. به ما توفیق نصرت و اطاعتش عنایت بفرما. بر درجات امام بزرگوار ما بیافزای. ما را در پیمانی که با او بستیم وفادار و پایدار بدار. ما را در پیمانی که با شهیدان بستیم پایدار و وفادار بدار. بر درجات شهیدان ما بیافزای. بر درجات علما، شهیدان و بزرگانی که از این استان بزرگ و از این استان پر همت و پایدار و از این استان پر برکت به دیار حق شتافتند بیافزای.

وصلی الله علی محمد و ال محمد

والسلام علیکم و رحمت الله






تمامی حقوق اين وب سايت متعلق به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گیلان می باشد