میلاد حضرت معصومه(س) که از راه میرسد، رشت رنگ دیگری میگیرد. این بار اما نه در خلوت خانهها و نه در هیاهوی بازار، که در متن میدان شهدای ذهاب. جایی که دختران ایران برای دومین شب متوالی، میدان را به رنگ آرزوها، ایمان و ایستادگی خود درآوردهاند.

بهانهای به نام خواهر رضا(ع)
شام میلاد کریمه اهل بیت(س)، حضرت فاطمه معصومه(س)، بهانهای شد برای صورتی شدنِ میدان شهدای ذهاب. نه یک شب که دو شب پیاپی. انگار دختران ایران زمین قرار گذاشتهاند که این شبها را به نام خودشان رقم بزنند.
بادکنکهای صورتی، یکی یکی در آسمان شهر رها میشوند. موشکهای دخترانه، دست به دست میچرخند. رنگ صورتی، نرمترین و مهربانترین رنگ جهان، اینجا تبدیل شده به نمادی از حضور، نمادی از مقاومت، نمادی از «ما هستیم».

دلها از میدان شهدای ذهاب رشت، به سمت مشهدالرضا پرواز میکند. بهانه، خواهر امام رضا(ع) است؛ حضرت معصومه(س) که در قم آرام گرفته و در دلها جاری است. دختران ایران این شبها با او عهد میبندند که بمانند، که بایستند، که ایران را تنها نگذارند.
میدان، روایتی از بودن
میدان شهدای ذهاب این شبها، دیگر فقط یک میدان نیست. نه فقط محل تجمع است، نه فقط جای شعار. اینجا چیزی فراتر از یک مکان جغرافیایی است. اینجا «بودن» معنا میشود.

دختران با هر سلیقه، با هر پوشش، با هر نگاهی، اینجا ایستادهاند. بعضی با روسریهای رنگی، بعضی با چادرهای مشکی، بعضی با موهای دماسبی بسته. اما همه در یک چیز مشترکند: ایستادهاند برای ایران.
بادکنکهای صورتی را رها میکنند و نگاه میکنند به آسمان. شاید دارند برای کسی که نیست دعا میکنند. شاید دارند با خواهر امام رضا(س) حرف میزنند. شاید هم فقط میخواهند بگویند: «ما ترس نداریم، ما هستیم.»

یک دختر نوجوان با چشمانی که اشک در آنها حلقه زده، بادکنکش را رها میکند و میگوید: «این بادکنک را برای شهیدانی که نبودند تا این روز را ببینند، رها میکنم.»
دختر دیگری با لبخند، موشک صورتیاش را تکان میدهد و میگوید: «این نماد شادی ماست. ما میخواهیم بگوییم با همه سختیها، هنوز شادیم و هنوز ایستادهایم.»

رنگ صورتی، معمایی که دشمن نفهمید
چرا صورتی؟ شاید سادهترین سوالی باشد که به ذهن میرسد. اما پاسخش به همان اندازه عمیق است که خود این حضور.
صورتی، رنگ لطافت است. رنگ مهربانی. رنگ دخترانهها. اما این شبها در میدان رشت، این رنگ معنی دیگری پیدا کرده است. صورتی، تبدیل شده به پرچمی آرام اما محکم. پرچمی که میگوید: «ما نرمیم، اما نمیشکنیم.»

رنگ صورتی در برابر تاریکی شب میدرخشد. بادکنکها در نور موبایلها و چراغهای میدان، جلوهای آسمانی به شهر دادهاند. انگار آسمان مشهد، یک شب مهمان آسمان رشت شده است.
خدا میداند رمز ماندگاری این رنگ صورتی چیست. شاید رازش در همان سادگیاش باشد. شاید در همان نرمیای که هیچ بمب و موشکی نمیتواند آن را نابود کند.

از قم تا رشت، از رشت تا مشهد
این شبها، شهر رشت از طریق همین میدان کوچک، به قم وصل میشود. به حرم حضرت معصومه(س). و از آنجا به مشهد، به حرم برادرش، امام رضا(ع).
دختران ایران با هر بار رها کردن بادکنک، با هر بار گفتن «یا فاطمه معصومه»، با هر بار نگاه به آسمان، حاجتی میخواهند. بعضی شفای بیمارشان را. بعضی بازگشت غایبی را. بعضی سلامتی ایران را. بعضی فقط میخواهند که این حضور، بیپاسخ نماند.

مردم میدان، چه آنها که ایستادهاند و چه آنها که از دور نگاه میکنند، همه یک چیز را باور دارند: این حضور، این رنگ صورتی، این بادکنکها، یک پیام دارد. پیامی که دشمن هرگز نخواهد فهمید.
ایستاده برای ایران، تا همیشه
خلاصه اینکه؛ این شبها، میدان و خیابان به اراده دختران ایران به رنگ صورتی درآمده است. نه به دستور کسی، نه با برنامهای از پیش تعیین شده. فقط از سرِ دل. از سرِ عشق.

دختران ایران نشان دادهاند که حتی نرمترین رنگ جهان، میتواند سختترین پیام را برساند. اینکه «ما هستیم، میمانیم، و برای ایران میایستیم.»
شب میلاد حضرت معصومه(س) گذشت، اما حضور ادامه دارد. بادکنکها رفتند، اما رنگ صورتی در دلها ماند. و شاید این همان معجزه باشد؛ معجزه دخترانی که با بادکنک و موشک، با اشک و لبخند، با سادگی و صمیمیت، تاریخ را ورق میزنند./ خبرگزاری مهر

